رفتار با کودکان

رفتار با کودکان

اعتماد به نفس و عزت نفس

ایجاد اعتماد به نفس، یکی از مؤثرترین عوامل برای جهت دهی مثبت به احساسات کودک است. رفتار آزاد منشانه و محترمانه و درک احساسات کودک، سبب می شود که او احساس قدر و ارزش کند. عزت نفس، سبب بهره وری فرد از نیروی تفکر و به کارگیری آن در امور زندگی است.

احساس لیاقت، بازتاب اعتماد به نفس است.

بر اثر دلگرمی، عزت نفس در شخص افزایش می یابد.

همه انحراف ها و اختلاف های رفتاری، در نتیجه زیان دیدن و لکه دار شدن عزت نفس افراد است.

تکیه بر توانایی های شخص، وسیله ای برای پیشرفت و حرکت اوست.

ایجاد امنیت خاطر، زمینه حرکت و خلاقیت ذهنی کودک را فراهم می کند.

احساس بی لیاقتی و حقارت، سبب راکد شدن جریان فکری و رکود ذهنی فرد می شود.

یکی از مهم ترین ویژگی های عزت نفس، خلاقیت در ظهور و گرایش های مثبت در فرد است.

 

کودک و شخصیت

یکی از راه های شخصیت دادن به کودک، سلام کردن به اوست.

خانواده، اساسی ترین بستر رشد شخصیت مطلوب کودکان و نوجوانان است.

الگوهای محبوب بچه ها، بزرگسالانی هستند که شخصیت آنها، آمیزه ای از محبت و عطوفت است و هرگز پرخاش نمی کنند.

 

 

موقعیت سنجی در تربیت کودک

 

رعایت این اصل که در چه زمانی چه چیزی را باید به کودک آموخت، سبب موفقیت اولیا و مربیان در امر آموزش خواهد شد.

باید زمانی به سخن گفتن با کودک لب گشود که کودک علاقه مند به شنیدن باشد.

کودک، همچون گلی است که در موقعیت مناسب و زمینه مساعد شکوفا می شود و اگر زودتر از موقع باز شود، به زودی پژمرده خواهد شد.

مناسب ترین زمان برای درخواست از کودک، هنگامی است که زمینه های احساس نیاز و علاقه به انجام دادن کاری را در آنها مشاهده کنیم.

تا زمانی که رفتار با کودک همراه با تفاهم نباشد، نفوذ در وی ناممکن است.

 

 

تربیت واقع گرایانه کودک، نه سلیقه ای

گاهی می بینیم که پدر و مادری می خواهند، فرزند خود را به آن چیزی وادار کنند که خود دوست داشتند انجام دهند، اما موفق نشدند. این یعنی، نوعی سوءاستفاده از کودک و به بند کشیدن روان و بازیچه قرار دادن او به منظور تحقق خواسته های سرکوب شده خود.

نتیجه: «پدران و مادران، ناخواسته از فرزندان خود چیزی همانند خود می سازند و این کار را تربیت می نامند».

به گفته جبران خلیل جبران:

شما می توانید، مهر خود را به کودکان بدهید، ولی نباید اندیشه و سلیقه و آرزوی خود را به آنها بدهید. شما می توانید، جسم و تن آنها را در خانه نگاه دارید، ولی روح آنها باید در گستره ای از وسعت آینده پرورش یابد. شما می توانید، بکوشید مانند آنها باشید، ولی نکوشید تا آنها را مانند خود کنید؛ زیرا زندگی واپس نمی رود و در بند دیروز نمی ماند. ما مالک فرزندان خود نیستیم، ما محافظ آنها هستیم.

 

 

 

پاسخ گویی درست به کودک

پرسش های کودکان را جدی بگیرید و پیش از پاسخ دادن فوری، بدانید که آنها در چه سنی هستند، چگونه می فهمند و چرا این سؤال ها را می پرسند و با چه تجربه و قرینه ذهنی ای می توان، پاسخ متناسب با سن و شرایط و ظرفیت آنها ارائه داد.

درست است که ما از بچه ها بیشتر می دانیم، ولی معلوم نیست که لزوما بهتر از آنها بدانیم.

 

توجه به تفاوت های فردی، در امر تربیت

 

مقایسه کردن، موفقیت دیگران را به رخ فرزند خود کشیدن، خواسته های غیرواقع بینانه از او داشتن و تفاوت های فردی را نادیده گرفتن، خطاهای تربیتی مهمی هستند که گاه آثاری ویرانگر دارند.

کودکان را نباید با هم مقایسه کرد. آنها استعدادهایی متفاوت با هم دارند. اگر کودکی که در زمینه ای استعداد کمتری دارد، نباید او را به این دلیل سرزنش کنیم. بلکه باید او را یاری دهیم تا در آن زمینه تا حد ممکن ضعف های خود را جبران کند، ولی هرگز انتظار نداشته باشیم، او در آن زمینه مانند فردی که استعداد بیشتری دارد، پیشرفت کند.

 

راه برخورد با کودکانی که استعداد کمتری دارند، این است که به پیشرفت آنها هر چند اندک باشد، توجه و آنها را برای پیشرفت های بیشتر تشویق کنیم.